خانه/اخبار/جشن/نشست‌های معرفتی با موضوع «تغییرپذیری» در اردوی مشهد سالانه مسجد جامع صفا
جشن

نشست‌های معرفتی با موضوع «تغییرپذیری» در اردوی مشهد سالانه مسجد جامع صفا

بهمن ۳۰, ۱۴۰۴ 34 بازدید
MOHAMMA EHSAN GOLSHAN DOST

استای برنامه‌های فرهنگی و آموزشی اردوی سالانه مسجد جامع، سلسله نشست‌های بصیرتی با حضور حجت الاسلام و المسلمین برگزار گردید. موضوع محوری سخنرانی‌های امسال این مراسم، «تغییرپذیری» تعیین شده است.

این جلسات با هدف تبیین و تشریح ابعاد مختلف مفهوم تغییرپذیری در دنیای امروز و همچنین ضرورت درک و مواجهه صحیح با تحولات، برگزار شده است. گزیده‌ای از فرمایشات و مباحث مطرح شده در این نشست‌ها، در همین بخش خبری قابل مطالعه است.

این رویداد سالانه فرصتی را برای حاضران فراهم می‌آورد تا در فضایی معنوی و علمی، به درک عمیق‌تری از مفاهیم کلیدی دست یابند.

 

گزیده سلسله جلسات سخنرانی با موضوع #تغییر_پذیری_انسان

📅  بهمن ماه ۱۴۰۴          🕌 مشهد مقدس

 

*🌱 تغییرپذیری یعنی رشدپذیرترین موجود عالم*

مسئله اصلی در بحث، مسئله یک صفت عجیب و پدیده خاص در انسان است که کمتر مورد مطالعه قرار می‌گیرد: «تغییرپذیری». انسان به عنوانِ انسان بودن، بسیار خسارت‌پذیر است و ذات انسان به گونه‌ای است که در معرض خسارت است؛ از طرف دیگر می‌گویند انسان برترین موجود است. هر گزاره‌ای که در مورد انسان مطرح می‌شود، به «انسانیتِ انسان» برمی‌گردد. انسانیت ما به دست و پا یا قیافه نیست؛ تمام این صفات عارضی را می‌توانیم از خودمان جدا کنیم ولی باز هم انسان هستیم. انسان تغییرپذیرترین موجود است، یعنی رشدپذیرترین موجود عالم است و بالاترین زمینه رشد را دارد. انسانیت انسان قابل استخدام نیست، بلکه انسان مستقیم از انسانیتش بهره می‌برد و ضرر می‌بیند.

 

*🌍 اختیار یعنی دامنه وسیع تغییرپذیری*

این تغییرپذیری به اختیار خود اوست و اصلاً «اختیار» یعنی تغییرپذیری. انسان قوی، انسانی است که دامنه فعل و ترکش، دامنه وسیعی باشد. انسان سازگارترین موجود است و می‌تواند در تاریخ‌ها و تمدن‌های مختلف زندگی کند. اما این تغییرپذیری یک بحث بسیار عمیقی را مطرح می‌کند؛ انسان سرشار از تهدیدهاست. می‌تواند نجاست‌خوار و کثافت‌کار بشود، می‌تواند بی‌رحم بشود و آن‌قدر خودخواه بشود که به پای خواهش‌های نفسانی‌اش آدم بکشد. اگر انسان متوجه این ظرفیت و این تهدید نباشد، باخته است.

 

*⚠️ توجیه خطا و تغییر عقل*

انسان بعد از آفرینش اول که به دست خداست، خودش را می‌سازد. با حلال و حرام خوردن، با رفیق و لجبازی تغییر می‌کند. آدمی که اولین بار می‌خواهد گناهی مرتکب شود، بدنش می‌لرزد و کاملاً به‌هم‌ریخته می‌شود؛ اما همین آدم بعد از چند سال، ظلم می‌کند و عین خیالش هم نیست. چه می‌شود که انسان این‌قدر تغییر می‌کند؟ یک عقلی هست که می‌بیند، اما چون عمل نمی‌کند، به مرور زمان عقلش هم تغییر می‌کند و خودش را در خطایش «حق» می‌بیند. شروع می‌کند به توجیه کردن. زشتی گناه از چشمش می‌افتد و فکر می‌کند حقش است.

 

*🛐 جوانی موقعیت “صفر – صفر” است!*

انسان در جوانی بزرگترین فرصت تغییر را دارد. جوانی موقعیت «صفر – صفر» است؛ یعنی انسان در برزخِ تعادلِ فجور و تقواست. هم تمایل به خوبی دارد و هم تمایل به بدی. هنوز نه شهوت در او مرده و نه ایمانِ زنده کامل است. انسان هر روز دارد تغییر می‌کند. یک زمانی اگر نماز صبحتان قضا بشود، از به‌هم‌ریختگی دیوانه می‌شوید؛ اما می‌توانید تغییر کنید به طوری که ککتان هم نگزد. برعکس، به جایی می‌رسید که هیچ‌وقت نماز صبحتان قضا نمی‌شود و عالم را به‌هم می‌ریزند که بیدار بمانید. از عوامل رشد و تغییرپذیری، ارتباط با بزرگان است؛ آنجایی که قرار بشود تغییرپذیری شما به اوج برسد، ارتباطتان با بزرگان عجیب بی‌مانع می‌شود. و آنجایی که قراره رشد شما متوقف بشود یا قطع بشود یا خدای نکرده رشد منفی پیدا بکنید، ارتباطتان با بزرگان دچار آسیب می‌شود.

 

*🔀 خلقت دوم و محورهای تغییر*

ما چند محور تغییر اصلی داریم: حالت‌های دل، فکر، رفتار، گفتار و انسان‌های پیرامونی. انسان تا تغییر نکند، ارتباطش با اطرافیان قطع نمی‌شود؛ یعنی باید تغییر کرده باشد تا رفیق‌هایش را رها کند. اگر انسان مراقب و متوجه تغییراتش نباشد، باخته است. انسان خودش انتخاب می‌کند و «خلقت دومش» را رقم می‌زند. می‌تواند از صفر به بی‌نهایتِ مثبت برسد یا به سوی ذات خبیثش حرکت کند. می‌خواهید بفهمید چقدر عقل دارید؟ ببینید چقدر و چگونه تغییر پیدا می‌کنید؛ این معنای عینی عقل و معنای عینی رشد است.

 

*💬 عقل؛ دستگاه ادراکی و پذیرش ایمان*

یکی از عوامل توفیق و تفاوت انسان‌ها عقل است. عقل دستگاه ادراکی است که خدا داده تا فردا نتوانیم بگوییم نفهمیدیم. عاقل کسی است که وقتی شنید، بفهمد؛ یعنی قبل از اینکه با مسئله برخورد کند و زیر دست و پای مسئله له شود، آن را بفهمد. اسلام و ایمان یک معنای شخصیتی در ماست؛ مسلمان یعنی عاقل. کسی که ایمان ندارد، عقل ندارد و عقل آن دستگاهی است که زمینه پذیرش ایمان را درست می‌کند. لذا انسان‌هایی که عقلشان را زمین زدند و به صدای باطن عقلانی‌شان گوش نکردند، جهنمی می‌شوند.

 

*🌍 طیف وسیع تغییرپذیری و سنت الهی*

یکی از خصیصه‌های انسان، مسئله «تغییرپذیری» است. انسان می‌تواند بی‌نهایت خوب شود، طوری که بهترین موجود هستی بعد از خدا باشد؛ و از آن طرف می‌تواند پست‌ترین و زشتی‌ترین موجود شود. این پدیده باید ما را نگران کند، چون ممکن است در مسیر «بدترین» افتاده باشیم و غافل شویم. خداوند همه نعمت‌ها و عذابش را منوط به همین تغییر کرده است: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم». خدا تکلیف ما را متفاوت نمی‌کند مگر اینکه ما خودمان را تغییر دهیم. این سنت حاکم بر همه سنت‌هاست؛ یعنی چیزی جز تو و تغییرات تو در این عالم مهم نیست.

 

*☢️ غفلت ناشی از تدریجی بودن سقوط*

علت اصلی غفلت از تحول و دگرگونی انسان، «تدریجی» و آرام بودن آن است. قساوت قلب سالی دو میلی‌متر پیشرفت می‌کند و انسان اصلاً متوجه نمی‌شود. کسانی که نسبت به این مسئله غفلت دارند و آن را بعید می‌شمارند، بیشترین آسیب را می‌بینند. شیطان روی همین تغییرپذیری برنامه‌ریزی می‌کند؛ اینکه پدیده این‌قدر آرام انجام می‌شود که باورتان نمی‌شود. یک روز با یک آدم دوست بودید، می‌شوید دشمن؛ یک روز مؤمن بودید، می‌شوید منکر. این‌هاست که مسئله تغییر را وحشتناک می‌کند.

 

*📥 هزینه رشد در برابر رهایی نفس*

برای خوب شدن باید هزینه بدهید؛ اما برای بد شدن هزینه لازم نیست، همین که خودتان را رها کنید کافی است. برای تغییر مثبت دو کلمه لازم است: هوشیاری و جدیت. «أَن تَقُومُوا لِلَّهِ» یعنی هزینه کردن و جنگیدن با نفس و تنبلی. اولِ مسیرِ ایمان هزینه دارد و سخت است، ولی هر چه بالاتر می‌رود، شیرینی‌اش زیاد می‌شود و انسان از این هزینه کردن لذت می‌برد. اما در گناه، اگر کسی خودش را رها کرد، اول لذت می‌برد ولی بعداً افسردگی، پوچی و بی‌معنایی او را دیوانه خواهد کرد؛ طوری که حسرت می‌خورد اما همت بازگشت ندارد.

 

*💎 دوران طلایی و حساس نوجوانی*

عمده تغییرات انسان از نوجوانی و جوانی شروع می‌شود و پایه‌اش در این دوره گذاشته می‌شود. همه انسان‌ها در این سن، هم در عبادت و هم در گناه «صفرِ صفر» هستند؛ یعنی عبادت و مخالفت با نفس برایشان ثقل دارد و گناه هم برایشان جراحت آن‌چنانی ندارد. این‌ها با مجاهدت باید مسیر تغییر را طی کنند. اگر انسان متوجه این تغییرپذیری در جهت مثبت و منفی نباشد، جزو خاسرین و اشقیا خواهد شد و عاقبت‌به‌شر می‌شود.

 

*⚜️ حقیقت اراده و تغییرپذیری انسان*

مهم‌ترین خصیصه انسان، «تغییرپذیری» است. اگرچه در تعریف انسان گفته‌اند که مهم‌ترین ویژگی او «اراده» است، اما اراده در «تغییرِ خود»، معنای واقعی اراده است. صرفِ جابه‌جا شدن اختیار نیست؛ اگر انسان توانست خود را دگرگون کند، آنگاه اختیار دارد. انسان می‌تواند خود را تغییر دهد؛ می‌تواند به‌گونه‌ای دیگر باشد. چیزهایی را که نمی‌دید، ببیند و چیزهایی را که دوست داشت، دیگر دوست نداشته باشد. این همان اراده خاصی است که مخصوص انسان است؛ یعنی تغییر، دگرگونی و جابه‌جایی وجود. هر کس در این مسئله دامنه تغییر بیشتری از خود نشان داد، انسان قوی‌تری است و اگر دامنه تغییرش را بهتر دنبال کرد، انسان بهتری است.

*💠 هزینه رشد و رایگان بودن خسارت*

رشد کردن و خودسازی هزینه دارد و هزینه‌اش دو کلمه است: «هوشیاری» و «همت و جدیت». اما خسارت هزینه نمی‌خواهد؛ همین که انسان هوشیاری نداشت و غفلت ورزید، کار تمام است. تعلل یعنی همین که انسان خود را رها کند، حواسش پرت شود و سرگرم گردد. در ادبیات دینی، اگر کسی کاری را بدون زحمت انجام دهد، به او بها نمی‌دهند. خودسازی به آن چیزی می‌گویند که پایش زحمت کشیده باشید. کمال این است که بتوانی و نکنی، میل داشته باشی و نخوری. رشد در گرو مجاهده است و جهاد یعنی هوشیاری همه‌جانبه؛ یعنی دشمنی که می‌خواهد تو را نابود کند، از هر طریقی وارد می‌شود و تو هم باید از همه طرف بپایی.

 

*⭕️ جنگ ترکیبی نفس و شیطان*

علت اینکه تغییر غالباً منفی رخ می‌دهد، «جنگ ترکیبی» است که توسط سه محور انجام می‌شود: «نفس و عادت‌های ما»، «دوست بد» و «شیطان». نفس ما موجود پیچیده‌ای است و تمایلات و عاداتی دارد. دوست بد و همراه نامناسب، این طبیعت را تشویق و تحریک می‌کند و فجور را بیدار می‌سازد. حالات شما تابع لقمه‌ها، سفره‌ها، انس‌ها و رفاقت‌های شماست. شیطان نیز در درون وسوسه می‌کند و آن منفی را یادآوری می‌نماید. این هجوم همه‌جانبه نفس، سلطان (نظام سلطه و رفیق بد) و شیطان باعث می‌شود که آن چیزی که نباید بشود، می‌شود و انسان غافل می‌گردد.

 

*🛡 تقابل عقل و جهل در تغییر*

امروز محورهای تغییر یک کلمه است: «عقل در مقابل جهل»، «خدا در مقابل من» و «قیامت در مقابل دنیا». دنیاطلبی فقط غفلت می‌خواهد. دنیا، باطل، امروز، عادت و جهل، همگی عوامل غفلت هستند. آن کسی که مدام می‌گوید «من»، حواسش به خودش و امروز است، نه به فردا و حق. تدریجی بودن و ترکیبی بودن عوامل باعث می‌شود دو کلمه بسیار کم‌هزینه یا بی‌هزینه به نام «غفلت» و «سستی» در انسان پیدا شود و زندگی سراسر خسارت گردد. انسان‌های بزرگ کسانی هستند که شدت مراقبت داشته‌اند، زیرا این جنگ ترکیبی را می‌فهمیدند.

 

*🌱 جبران گذشته در پناه امام رئوف*

یکی از امدادهای الهی که به انسان توفیق می‌دهد تا بتواند جبران کند، همین حرم علی بن موسی الرضا (ع) است؛ جایی که می‌شود هوشیاری، اراده و توفیق خرید. خوش به حال کسی که این را جدی گرفت و رابطه را حفظ کرد. امام رئوف به خاطر بیچارگی تو عنایت می‌کند؛ او طبیب این دردهاست. باید خواست، التماس کرد، عهد بست و هوشیاری را حفظ نمود تا این دو کلمه شیطانی «غفلت و سستی» باعث نشود که عمر تباه شود و فرصت‌ها از دست برود.

اشتراک گذاری
دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با استفاده از روش های زیر می توانید این نوشته را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

زمینه‌های نمایش داده شده را انتخاب نمایید. بقیه مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • دسترسی
  • توضیح
  • قيمت
  • افزودن به سبد خرید
برای مخفی‌کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک نمایید
مقایسه محصولات